زاده ی حروم...
حروم زاده ای به نام ش.ن که بیشتر از این نمی خواهم با صحبت کردن درباره ش دل حروف را به درد بیاورم و فقط
امام صادق (ع) : یکی از نشانه های ولد الزنا دشمنی با ما اهل بیت است. (امالی شیخ صدوق -ص338)
حروم زاده ای به نام ش.ن که بیشتر از این نمی خواهم با صحبت کردن درباره ش دل حروف را به درد بیاورم و فقط
امام صادق (ع) : یکی از نشانه های ولد الزنا دشمنی با ما اهل بیت است. (امالی شیخ صدوق -ص338)
شرح و نقدی بر فیلم نارنجی پوش مهرجویی
1.داستان فیلم
نارنجی پوش، ماجرای یک عکاس روزنامه نگار به نام حامد آبان است که با پسرش در ایران هستند و همسرش یک نخبه ی ریاضی است که در اروپا زندگی می کند.آقای آبان بعد از مطالعه ی یک کتاب در باره ی بهداشت و فنکشویی به شدت عاشق تمیزی و زیبایی محیط اطرافش می شود و این دوست داشتن به حدی زیاد می شود که باعث تحول در زندگی او می شود و سعی می کند که از منزل خودش شروع کند و کم کم این حس را نسبت به محیط پیرامون و جامعه ی خود داشته باشد و آن قدر زیاد می شود که تصمیم می گیرد که در لباس یک رفتگر ساده به زیبایی شهر خودش کمک کند و اهمیت این موضوع را به بقیه هم بگوید.
2.نوع ساخت و بازی ها
داستان و فیلم نامه، در ظاهر خیلی ساده به نظر می رسد که این سادگی هم در نوع ساخت و هم در دیالوگ ها و نوع بازی بازیگران این فیلم مشخص است، به طور مثال فیلم بدون هیچ مقدمه ای موضوع اصلی فیلم را به شکل مستند گونه ای بیان می کند و نشان می دهد که سازنده ی فیلم، داریوش مهرجویی کنار یک ساحل کثیف ایستاده وافسوس می خورد از این که در کشور ما این همه زیبایی وجود دارد اما به دست خودمان آلوده و غیر قابل استفاده می شوند.
این فیلم علی رغم تبلیغات گسترده ای که از آن شده بود، اصلا در حد و اندازه های یکی از فیلم ساز های به اصطلاح معروف به نام مهر جویی نیست و بیشتر شبیه یک تبلیغ دو ساعته است و اصلا قابلیت این که به عنوان یک فیلم سینمایی مطرح شود را ندارد.
در سطح ظاهر و صورت این فیلم خواسته همین مسئله را تذکر دهد که نسبت به زیبایی و تمیز بودن اطراف خودمان حساس باشیم و در کنار این بحث داستان همسر آقای آبان را مطرح می کند که به عنوان یک نخبه ی ریاضی تصمیم گرفته جدای از خانواده خود، در خارج از ایران زندگی کند اما بعد از اینکه همسرش تصمیم گرفته که یک رفتگر باشد، می خواهد پسرش را نیز با خود به خارج از ایران ببرد اما جریانی که این مرد درست می کند باعث می شود که افراد بسیاری او را همراهی کنند، از جمله همسرش که از تصمیم خود منصرف می شود و درایران می ماند و در کنار همسر و پسر خود اقدام به پاکسازی محیط اطراف خود می کند.
بعضی ها این فیلم را پاسخی به فیلم" جدایی نادر از سیمین" اصغر فرهادی دانسته اند که می گوید به جای اینکه به فکر رفتن از ایران باشیم بهتر است که در همین جا بمانیم و شرایط را درست کنیم نه اینکه همه ی پل های پشت سرمان را خراب کنیم و راهی جز رفتن را انتخاب نکنیم.اما بنده نوعی دیگر به آن پرداخته ام که و این فیلم را خیلی متفاوت با اهداف فیلم جدایی نادر از سیمین نمی دانم، در صورتی که پذیرفتن آن بدون کمترین قرائن، سخت و دشوار است اما به عنوان یک برداشت از فیلم مطرح می کنم. این فیلم که داستانی بسیار ساده را روایت می کند اما با استفاده از اسم و رنگ شهرداری، به عنوان یک رفتگر ساده می گوید که ما باید در قالب یک رنگ به اصلاح امور بپردازیم باید در قالب این رنگ در هر جایگاه و پست و مقامی که هستیم از یک عکاس روزنامه نگار گرفته تا یک نخبه ی ریاضی باید به فکر اصلاح و زدودن کثیفی ها از شهرمان باشیم ما باید برای از بین بردن آن ها با هم بسیج شویم. مطرح کردن این رنگ برای زدودن کثیفی های شهر از یک طرف می تواند کاملا منطقی به نظرآید که این رنگ لباس های شهرداری می باشد اما از طرفی دیگر می تواند قصدو غرض هایی پشت سر ین نوع انتخاب باشد بدین منظور که ما همگی باید در قالب یک رنگ(که در این فیلم نارنجی است) به اصلاح و تغییر دست بزنیم و کثیفی هایی را که کل شهر و وجودمان را فراگرفته بزداییم و به زباله دان بسپاریم، با این نوع نگاه، سازنده به نوعی انقلاب در قالب یک رنگ را مطرح می کند که ما باید در قالب یک رنگ باهم متحد شویم وجریانی درست کنیم و دست به اصلاح و تغییر بزنیم.
اما ظاهر داستان آن قدر پیچیده نیست که مجبور باشیم چنین تحلیلی را از فیلم ارائه دهیم وبیشتر به یک فیلم تبلیغی برای شهرداری است که مردم را دعوت می کند به این که محیط زندگی و شهرخود را تمیز نگه دارند و هر تغییری را ابتدا از خود و زندگی خود شروع کنندو سپس بقیه را همراه کنند همین؛ و چنین تحلیلی که ارائه شد بیشتر حاصل یک نوع بدبینی نسبت به فیلم نامه و سازنده ی فیلم است.
نکته ی قابل تامل دیگر شکل خانواده ای بود که در فیلم حضور داشت؛ حامد آبان پدر این خانواده است که با پسرش زندگی می کند و مادراو نخبه ی ریاضی است که در خارج از کشور مشغول تحصیل است و کار تربیت و آموزش پسر این خانواده به دوش یک پرستار است و جایگاه مادر برای این پسر، فقط زنی است که تولدش را تبریک می گوید و گاهی احوالی از او می پرسد، همین. با ارائه ی چنین الگویی از خانواده که خیلی خوب و خوش هستند، به نوعی نشان می دهد که مادری می تواند به جای اینکه به تربیت فرزند خود برسد در آن طرف مرز ها باشد و تحصیل کند، بدون اینکه کمبودی حس شود و جای خالی مادر ملموس باشد.
امتیاز من به فیلم(از 5 نمره):
داستان فیلم :2 نوع ساخت و بازی ها:3 ارزش دینی :1
میانگین:2
1.داستان فیلم
داستان فیلم راجع به زندگی خصوصی یک سیاست مدار روزنامه نگار به نام ابراهیم کیانی است که در اوایل انقلاب فردی افراطی بوده که به تدریج تبدیل به روزنامه نگاری روشنفکر می شود که با هزاران توجیه خود را از بند هر گناهی رها می کند و بی توجه به خانواده ی خود، در رابطه ای پنهانی، یک زن صیغه ای می گیرد و درآخرهم برای اینکه این پنهان باقی بماند او را می کشد و از بین می برد.
2.نوع ساخت و بازی
کارگردان با بازی خوبی که از فرهاد اصلانی گرفته است می خواهد شرح حالی از چند شخصیت سیاسی، در قالب یک فرد را نمایش بدهد، کسانی که در اوایل انقلاب به اسم نهی از منکر با بدحجابی بدترین برخوردها را می کردند، موهایشان را قیچی می کردند، پونزدرپیشانی دختران فرومی کردند وسینما ها را آتش می زدند اما بعد از مدتی، به اسم روشنفکری، پایه های انقلاب را از ریشه می زدند و با اصول اساسی دین مخالفت می کردند. وی می خواهد اشخاصی از سیاست ما را نشان بدهد چه مسئولیت هایی داشتند و از کجا به کجا رسیدند.
کارگردان درجریان موازی با داستان فیلم، نشان می دهد که همه چیز از کوچک شمردن یک گناه، از یک دروغ و رابطه های پنهانی با یک زن جوان نامحرم شروع می شود که به بدترین گناه ها می رسد.
فیلم از جزییات فنی بالایی برخوردار نیست و اصلا خوب شخصیت پردازی نکرده است و فقط می خواهد متلک های سیاسی را در قالب یک فیلم نشان دهد و آن ها را به صورت پراکنده به افراد و شخصیت های مختلف سیاسی ابراز کند واز این دیالوگ ها وقسمت های مختلف فیلم آن طور که ظرفیت مانور داشت استفاده نکرده است.




این فیلم نتوانست در مسیر هدف اصلی خود حرکت کند و نتوانست گروه افراطی و توجیه گر را به خوبی معرفی کند و از اواسط فیلم به بعد کارگردان هدفش را گم می کند و بیشتر به دیالوگ ها و صحنه های جنسی بین زن و مرد صیغه ای می پردازد که از هدف فیلم جداست به طوری که انگار این فیلم ساخته شده تا این روابط را در قالب یک فیلم نشان دهد نه روایتی از یک جریان سیاسی.
اصلا نتوانست چهره ای از مردم انقلابی و جبهه و جنگ دیده که دنبال آرمان ها و اهداف بلند تری بودند را به نمایش بگذارد وآن قدر کم و مبهم بود که لابه لای حرف های جنسی و تیکه های پراکنده ی سیاسی گم شد انگار اصلا چیزی نگفته و اکثر مردم و انقلابیون را متهم به افراطی گری کرد که در آخر کار هم در کثافت سیاسی کاری و سیاست بازی های خود غوطه می خورند و این هم گوشه ای از سیاه نمایی این فیلم است که به مخاطب القا می کند و به جای اینکه این جریان را به نقد بکشد، بیشتر فیلم به روابط جنسی بین زن و مرد تبدیل می شود که از ناتوانی کارگردان در بازتولید و بهره برداری از این فرصت یه عنوان یک نقد به فضای سیاسی کشور و جسور نبودن وی در عرصه های سیاسی را نمایان می سازد.
امتیاز من به فیلم(از 5 نمره):
داستان فیلم :2 نوع ساخت و بازی ها:3 ارزش دینی :2
میانگین:3.2