تبلیغات
ترکش ولگرد - می کشم می کشم آنکه برادرم کشت.

می کشم می کشم آنکه برادرم کشت.

پنجشنبه 28 بهمن 1389 12:15 ق.ظنویسنده : ترکش ولگرد

 

    نمی دونم چی شده بود وقتی شنیدم 25 بهمن یک نفر دیگر هم شهید شده وتنفرم از  این فلان فلان شده های جلبک نما و اون کسایی که دوباره دهن گشادشون و باز کزدن و بیانیه دادن که برای حمایت از مردم مصر بریزید بیرون و نشان بدید خودتون رو  نشون بدید بیش از پیش بیشتر شد . 

    روز های آخری که این ها دارن نفس می کشند ، خودشون دارند مهلت مرگشون رو تعیین می کنند و بدونند دفعه ی بعد دیگر با هیچ کدومشون دیگر این طور برخورد نخواهد شد.

    بدونند که این مملکت صاحب داره  و سرباز های امام زمانش نمی ذارن دیگر هر کسی هر کاری رو که خواست انجام بده . این هشدار آخر بود.

صانع جان ما را تو را ادامه خواهیم داد....

والسلام


برچسب ها: صانع ژاله ، فتنه گر ، 25بهمن ، موسوی ، کروبی ، دانشکده هنر ، شهادت ، شهید ، هشدار ، راه ،
آخرین ویرایش: - -

 
سه شنبه 24 اسفند 1389 10:57 ق.ظ
سلام سهرابی.
هنوز که منو لینک نکردی!!!!
برا چی مطلب جدید نمیذاری؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟
من منتظرما......
دوشنبه 16 اسفند 1389 02:02 ب.ظ
سلام سهرابی.
چطوری نکبت؟
بالاخره ما هم آدم شدیمو یه وبلاگی راه اندازی نمودیم!!!
لینکم کن.یالا...یالا...
هی ذرتو ذرتم بیا نظر بده.
التماس دعا.
یاعلی.
پنجشنبه 12 اسفند 1389 11:38 ق.ظ
سلام. یاعلی...
سه شنبه 10 اسفند 1389 08:47 ق.ظ
آخرین مطلب وبلاگ
هوالعلیم
شاید حال و هوای این روزها عجیب بوی امام زمان (عج) را بدهد، اما ما چقدر از این بو معطر هستیم... خدا میداند. (9/12/89) التماس دعا
وارث مستضعفان
دوباره از تو سرودن قلم به دستم داد
و قاف قافیه ها عاقبت شکستم داد
دگر هوای دلم مبتلای آمدن است
و سهم روز و شبم ناله بر غمت زدن است
غم تو « سیصد و سیزده » نفر علمدار است
غم تو عادت ما بر نبودن یار است
غم تو « فتنه ی سبز » و جهالت دلهاست
غم تو غربت « سید علی » میان ماست
چه گویم از سحری که طلوع آن بی توست
چه گویم از نظری که فروع آن بی توست
اگرچه تونس و مصر و بلاد این اطراف
تلاطمش خبری می دهد ز قوس قاف
ولی دلم ز گناهم همی خبر دارد
قدوم آمدنت بهر من خطر دارد!
کدام دیده به سویت روانه خواهم ساخت؟
همان دو چشم که بر غیر تو نظر انداخت
کدام گوش شنیدن دهم به حرف امید؟
همان که غیبت و تهمت ز این و آن بشنید
کدام دست به دامان تو می آویزم؟
همان که معصیتش کرده است لبریزم
مگر که رأفت تو، رحمتت، چه می دانم
دوباره شامل حالم شود، نمی دانم...
صدای آمدنت می رسد، چه غوغاییست
قسم به شمس و قمر وقت شور و شیداییست
بیا و جلبک این فتنه را ز ریشه بکن
بیا و هرزه علف های شوم بیشه بکن
بیا و وارث مستضعفان عالم باش
بیا و علت عفو گناه آدم باش
« رضی » سرشک دو دیده به عالمی ندهد
و غصه و غم عشقت به هر غمی ندهد
سه شنبه 10 اسفند 1389 07:52 ق.ظ
آخرین مطلب وبلاگ
هوالعلیم
شاید حال و هوای این روزها عجیب بوی امام زمان (عج) را بدهد، اما ما چقدر از این بو معطر هستیم... خدا میداند. (9/12/89) التماس دعا
وارث مستضعفان
دوباره از تو سرودن قلم به دستم داد
و قاف قافیه ها عاقبت شکستم داد
دگر هوای دلم مبتلای آمدن است
و سهم روز و شبم ناله بر غمت زدن است
غم تو « سیصد و سیزده » نفر علمدار است
غم تو عادت ما بر نبودن یار است
غم تو « فتنه ی سبز » و جهالت دلهاست
غم تو غربت « سید علی » میان ماست
چه گویم از سحری که طلوع آن بی توست
چه گویم از نظری که فروع آن بی توست
اگرچه تونس و مصر و بلاد این اطراف
تلاطمش خبری می دهد ز قوس قاف
ولی دلم ز گناهم همی خبر دارد
قدوم آمدنت بهر من خطر دارد!
کدام دیده به سویت روانه خواهم ساخت؟
همان دو چشم که بر غیر تو نظر انداخت
کدام گوش شنیدن دهم به حرف امید؟
همان که غیبت و تهمت ز این و آن بشنید
کدام دست به دامان تو می آویزم؟
همان که معصیتش کرده است لبریزم
مگر که رأفت تو، رحمتت، چه می دانم
دوباره شامل حالم شود، نمی دانم...
صدای آمدنت می رسد، چه غوغاییست
قسم به شمس و قمر وقت شور و شیداییست
بیا و جلبک این فتنه را ز ریشه بکن
بیا و هرزه علف های شوم بیشه بکن
بیا و وارث مستضعفان عالم باش
بیا و علت عفو گناه آدم باش
« رضی » سرشک دو دیده به عالمی ندهد
و غصه و غم عشقت به هر غمی ندهد
دوشنبه 9 اسفند 1389 04:51 ب.ظ
سلام. عازم جنوب هستیم. نمیخواهی مطلبی در این باره بنویسی؟
شنبه 7 اسفند 1389 01:31 ب.ظ
استفاده کردم
شنبه 7 اسفند 1389 01:30 ب.ظ
استفاده کردم.سعی کنید بروزتر باشید.حیف است
شنبه 7 اسفند 1389 12:50 ق.ظ
سلام.
رزمنده ای 13 یا 14 ساله؛ از او پرسیدند چرا کم به ما سر میزنی؟ گفت: درد عشقی کشیده ام که مپرس... درد نکشیم، از درمان خبری نیست. باید دردمند شد؛ یا به تعبیر بهتر مضطر...
پنجشنبه 5 اسفند 1389 02:22 ب.ظ
سلام برادر. به هر حال باید گفت: اگر ما هم نجنبیم، در باغ شهادت بسته می شود برای ما...
چهارشنبه 4 اسفند 1389 08:33 ب.ظ
سلام
فحش گذاشتم کی به این آدرس سر نزنه
http://lataefolhiyal.blogfa.com/
بالاخره این هم نوعی تبلیغه دیگه
فحشش هم بی معرفته
دوشنبه 2 اسفند 1389 09:16 ب.ظ
سلام.
خدا قوت؟

می دونی داستان گربه ی دکتر مصدق چیه؟!

به روزیم با : گربه های دوست داشتنی
شنبه 30 بهمن 1389 03:22 ب.ظ
بسم رب الزهرا س

.
.
.

اللهم عجل لولیك الفرج...

و دیگر هیچ...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.